طلاق بایگانی - موسسه حقوقی عدالت نو | وکیل پایه یک دادگستری
طلاق زن باردار
  • 843
در قانون مدنی ایران ممنوعیتی در خصوص طلاق زن باردار وجود ندارد؛ چه درخواست طلاق از جانب زوج یا زوجه باردار باشد و چه تقاضای طلاق به صورت توافقی صورت پذیرد. احکام طلاق در هر سه مورد همانند احکام طلاق زن غیر حامل است. به طور مثال اگر طلاق از جانب زوجه باردار باشد همانند زن غیر حامل باید عسر و حرج خود در جریان زندگی زناشویی یا عدم پرداخت نفقه از جانب زوج را در محکمه ثابت نماید. (موارد عسر و حجر به موجب قانون مدنی موارد ذیل می باشد: 1- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه 2- اعتیاد زوج 3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر 4- ضرب و شتم از سوی زوج که با توجه به وضعیت زوجه عرفاً قابل تحمل نباشد 5- ابتلا زوج به بیماری های صعب العلاج) تنها تفاوت طلاق در زوجه حامل با غیر حامل در خصوص عده است (عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند) عده طلاق زن باردار تا وضع حمل می باشد. نویسنده : آتوسا جلیلی
طلاق زن باردار
  • 2627
ابطال نکاح در واقع نسبت به اموری است که قانون مدنی ، اینگونه ازدواج را مورد تایید و صحت قرارنداده و چنانچه عقد نکاح بین افراد ذیل صورت بگیرد موجب ابطال نکاح می شود . ماده 1047- نکاح بين اشخاص ذيل به واسطه مصاهره ممنوع دائمي است. 1- بين مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه كه باشد اعم از نسبي و رضاعي. 2- بين مرد و زني كه سابقاً زن پدر و يا زن يكي از اجداد يا زن پسر يا زن يكي از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعي باشد. 3-  بين مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه كه باشد ولو رضاعي مشروط بر اين كه بين زن و شوهر زناشوئي واقع شده باشد. ماده 1048- جمع بين دو خواهر ممنوع است اگرچه به عقد منقطع باشد. ماده 1049- هيچ كس نمي تواند دختر برادر زن و يا دختر خواهر زن خود را بگيرد مگر با اجازه زن خود. ماده 1050- هر كس زن شوهردار را با علم به وجود علقه زوجيت و حرمت نكاح و يا زني را كه در عده طلاق يا در عده وفات است با علم به عده و حرمت نكاح براي خود عقد كند عقد باطل و آن زن مطلقاً بر آن شخص حرام موبد مي شود. ماده 1051- حكم مذكور در ماده فوق در موردي نيز جاري است كه عقد از روي جهل به تمام يا يكي از امور مذكوره فوق بوده و نزديكي هم واقع شده باشد. درصورت جهل و عدم وقوع نزديكي عقد باطل ولي حرمت ابدي حاصل نمي شود. ماده 1052- تفريقي كه بالعان حاصل مي شود موجب حرمت ابدي است. ماده 1053- عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدي است. ماده 1054- زناي با زن شوهردار يا زني كه در عده رجعيه است موجب حرمت ابدي است. ماده 1058- زن هر شخصي كه به نه طلاق كه شش تاي آن عدي است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام موبد مي شود. نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
فسخ نکاح
  • 1322
فسخ نکاح : به طور کلی فسخ نکاح مربوط به عیوب در مرد و یا زن می باشد که قانون گذار نسبت به ذکر آنها در قانون مدنی اقدام کرده است ابتدا عیوب مشترک ، سپس عیوب مرد و در آخر عیوب زن بررسی می شود . الف ) عیوب مشترک : ( ماده 1121قانون مدنی - جنون هر يك از زوجين به شرط استقرار اعم از اين كه مستمر يا ادواري باشد براي طرف مقابل موجب حق فسخ است. ) لذا چنانچه زن یا مرد هرکدام مبتلا به جنون شوند چه همیشگی چه منقطع ( ادواری ) از موجبات حق فسخ می باشد . ب ) عیوب اختصاصی مرد : ماده 1122 قانون مدنی - عيوب ذيل در مرد موجب حق فسخ براي زن خواهد بود:خِصاء ( به معنی خایه کوبیدگی می باشد به حالت کسی اطلاق می شود که بیضه های او در اثر ضربه وارده له شده باشد ) عَنَن ( به بیماری مقاربتی خاصی اطلاق می شود که همان نا توانی جنسی مرد می باشد ) به شرط اين كه ولو يك بار عمل زناشويي را انجام نداده باشد. مقطوع بودن آلت تناسلي به اندازه اي كه قادر به عمل زناشويي نباشد.ج ) عیوب اختصاصی زن : ماده 1123- عيوب ذيل در زن موجب حق فسخ براي مرد خواهد بود:قَرَن جذام برص افضاء زمين گيري نابينايي از هر دو چشم قَرَن ( زائده استخوانی است در عضو تناسلی زن که مانع انجام لقاح است و اگر به صورت گوشتی باشد ، عَفَل می گویند ) . اِفضاء یکی شدن مجرای حیض و بول بر اثر مقاربت یا یکی شدن مجرای حیض و غایط را می گویند . در خواست فسخ در دادگاه خانواده   الف ) درخواست فسخ نکاح از طرف زوج : اولاً طبق ماده 1124 قانون مدنی عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیوب مزبور در حال عقد وجود داشته باشد ثانیاً طبق ماده 1131 همان قانون فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می شود به شرط اینکه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد . تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است . نکته مهم این است که اگر مرد مستحق اعمال فسخ باشد آیا باید مهریه بپردازد یا خیر ؟ طبق ماده 1101 قانون مدنی - هرگاه عقد نكاح قبل از نزديكي به جهتي فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتي كه موجب فسخ، عَنَن باشد كه در اين صورت با وجود نكاح زن مستحق نصف مهر است. پس اگر نزدیکی واقع نشده باشد مهریه ای تعلق نمی گیرد مگر علت فسخ در عنن باشد که نیمی از مهریه به زن تعلق خواهد گرفت حتی اگر نزدیکی هم نکرده باشد . ب ) درخواست فسخ نکاح از طرف زوجه : در عیوبی که برای مرد وجود دارد بیماری خصاء حتی باید قبل از عقد هم وجود داشته باشد و بعد از عقد اگر حادث شود موجب حق فسخ برای زن نیست اما دو بیماری دیگری که عنن و مقطوع بودن آلت تناسلی است حتی بعد از عقد هم که باشد موجب حق فسخ برای زن می باشد . نکته مهم این است که اگر مرد بعد از عقد ، مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع کند و امتناع به علت مزبور ، مانع حق نفقه نخواهد بود . درخواست فسخ نکاح به علت صفت خاص شرط شده فیمابین زوجین : به طوری که می دانیم همیشه فسخ نکاح برای وجود عیوب زناشویی یا جسمانی بلکه در بسیاری از مواقع اتفاق می افتد که زن یا شوهر صفت خاصی را شرط می کنند که دارای آن صفات نیستند و و صفات فوق ، علت و انگیزه عقد بوده است به طوری که اگر آن صفت موجود نباشد ، رغبتی برای ازدواج موجود نیست . به عنوان مثال اگر زنی به شرط اینکه شوهر آینده اش مثلاً فلان تحصیلات یا شغل یا جایگاه و منزلت اجتماعی را که ادعا کرده داشته باشد تمایل به ازدواج دارد در غیر اینصورت ازدواج نمی کرد یا برای زوج هم همینطور . مثلاً آرایش ظاهری مصنوعی وجود داشته باشد که مانع از روئت ایرادات زوجه بوده مثل استفاده از کلاه گیس یا موی عاریه در حالی که زوجه دارای عیوب ظاهری است و عارضه کم پشتی یا بی مویی دارد . از همین قبیل صفات عبارت است از شغل ، موقعیت اجتماعی ، تحصیلات عالی ، تمکن مالی ، تجرد و امثال آن . نکته : در صورتیکه صفات خاص فوق توسط هر یک از زوجین ، قبل از ازدواج با طرف مقابل اظهار شده باشد در حالیکه آن صفات ، وجود نداشته باشد این امر ، تَدلیس در ازدواج بوده و علاه بر فسخ نکاح ، مطابق ماده 647 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 جرم می باشد . ماده 647 قانونه مجازات اسلامی : چنانچه هریک از زوجین قبل از عقد ازدواج طرف خود را به امور واهی از قبیل داشتن تحصیلات عالی، تمکن مالی، موقعیت اجتماعی، شغل و سمت خاص، تجرد و امثال آن فریب دهد و عقد بر مبنای هریک از آنها واقع شود مرتکب به حبس تعزیری از شش ماه تا دو سال محکوم می‌گردد. اما گاهی اوقات نیاز به وصف آن صفات نیست و عقد ازدواج به خاطر صفتی که نیست بلکه اصل بر این است که آن صفت ، وجود داشته باشد مثل تجرد برای هر یک از زوجین یا دوشیزگی برای زوجه . در اینگونه موارد مطابق ماده 1128 قانون مدنی ، عقد ، به آن واقع شده است . ماده 1128 قانون مدنی : « هر گاه در يكي از طرفين صفت خاصي شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده براي طرف مقابل حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذكور در عقد تصريح شده يا عقد متبانيا بر آن واقع شده باشد . »   نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
طلاق توافقی
  • 1308
طلاق توافقی به طوریکه از نام آن پیداست توافق برای جدایی با شروط مورد موافقت واقع شده بین زن و شوهر می باشد در واقع در طلاق توافقی دیگر نیاز به اثبات شرایط عسر و حرج یا شروط مندرج در سند نکاح یا اثبات شرط ضمن عقد نیست بلکه زن و شوهر هر دو خواهان جدایی می باشند و بر مسائل حقوق خانوادگی مثله مهریه ، نفقه ، اجرت المثل ایام زوجیت ، حضانت فرزند یا فرزندان مشترک ، نفقه آنان ، نحوه ملاقات فرزندان صغیر ، جهیزیه و سایر امور توافق می نمایند . نکاتی پیرامون طلاق توافقی الف) اگر زن و شوهر با یکدیگر توافق نمایند که به صورت توافقی از یکدیگر جدا شوند هم در زمان تنظیم دادخواست هم در جریان تشکیل پرونده تا اخذ گواهی عدم امکان سازش و هم در هنگام مراجعه به دفتر خانه طلاق و امضاء سند طلاق باید مشترکاً حضور داشته باشند یا اگر وکیل اخذ نموده اند تا انتها هر دو وکیل باید حضور داشته باشند . چنانچه در هر مرحله یکی از طرفین علیرغم امضاء دادخواست یا اخذ گواهی عدم امکان سازش ، از ادامه کار منصرف شود، طلاق به ثبت نمی رسد و تمام شروطی که توافق شده نیز از بین می رود و به حالت اول باز میگردد . ب) بسیاری از زوجین هنگام تنظیم شروط ، دچار اشتباه می شوند و هر شرطی را جداگانه اجرا یا ساقط می کنند این در حالی است که این روش اشتباه است مثلاً معمولاً برای زوجه ، حضانت فرزند مشترک که به وی سپرده شود بسیار دارای اهمیت می باشد و معمولاً مادران حاضر هستند مهریه و نفقه و سایر حقوق زوجیت را به شوهر خود بذل کنند اما حضانت فرزند مشترک را حتی بعد از اتمام دوره حضانت خویش و در زمانی که حضانت به عهده پدر است را دریافت کنند لذا غافل از این نکته هستند که حضانت ، هم حق و هم تکلیف پدر و مادر می باشد و اگر مثلاً پدری ، حضانت را به همسرش ( یعنی مادر بچه ) واگذار کند می تواند هر وقت که بخواهد ازسپردن حضانت امتناع کند و دوباره فرزندش را پس بگیرد زیرا تکلیف ، ساقط شدنی نیست . در این گونه موارد بهتر است اینطور قید شود که « زوجه ، در قبال دریافت حضانت فرزند یا فرزندان مشترک به نام های .... مهریه خویش را به زوج بذل نمود و زوج نیز متقابلاً قبول بذل کرد . »  در اینصورت شوهر ، هر وقت بخواهد از شرط سپردن حضانت فرزند خود عدول کند باید مهریه را بپردازد ولی اگر این دو با یکدیگر گره نخورده باشد هم مهریه بذل شده هم فرزند مسترد می شود . ج) وکالت در طلاق در دفتر اسناد رسمی تنظیم می شود و چنانچه در خارج از کشور باشد در کنسولگری های جمهوری اسلامی ایران تنظیم می شود . اما گاهاً دیده شده که حدود اختیارات به صورت ناقص قید گردیده و برای تکمیل آن دیگر به شوهر یا دسترسی وجود ندارد یا دیگر آن توافقات قبلی مورد تمایل شوهر نیست که مجدداً به وکالتنامه اضافه شود لذا بهتر است که حدود اختیارات به صورت کاملاً قانونی قید گردد . برای شرایط تنظیم و وکالتنامه های طلاق به بخش متن وکالتنامه در همین سایت و سپس به وکالت طلاق از طرف زن یا مرد مراجعه نموده و کلیه حدود اختیارات را به سر دفتر ارائه نموده تا مطابق قانون ، مبادرت به تنظیم وکالتنامه شود . نویسنده : حمیدرضا کاکاوند 
طلاق از جانب زوجه | چگونگی و شرایط در خواست طلاق...
  • 3865
تقاضای طلاق از جانب زوجه می تواند به سه شکل انجام گیرد: یکی شروط ضمن عقد ، دیگری استفاده از شرایط عسر و حرج و سوم استفاده از شروط مندرج در سند نکاحیه.  تقاضای طلاق با استفاده از شروط ضمن عقد : مطابق ماده 1119 قانون مدنی « طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگری بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زوجه ، سوء قصد یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود ؛ زن ، وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی ، خود را مطلقه سازد . » شروطی که زوجین با یکدیگر توافق می کنند کاملاً آزادانه می باشد اما مخالف مقتضای عقد ازدواج نباید باشد . مقتضای ذات ازدواج عبارت است از : 1- تمتع جنسی طرفین از یکدیگر 2- تشکیل خانواده و بچه دار شدن و تربیت و نگهداری و حضانت فرزندان و سایر اهداف اصلی و قصد و انگیزه اصلی در ازدواج که نمی توان خلاف آن را شرط نمود .  استفاده از شرایط عسر و حرج : عسر و حرج یعنی سختی و فشار و تنگدستی . خیلی از مواقع شرطی برای طلاق بین طرفین توافق نگردیده است . عسر و حرج ایجاد شده در زندگی نیز همان مواردی نیست که در نکاح برشمرده شده است اما ادامه زندگی با مشکل مواجه گردیده است . که تشخیص این سختی و مشکلات زندگی با دادگاه رسیدگی کننده است. مثلاً مردی که بسیار شکاک می باشد و به دلیل شک زیاد از معاشرت همسرش با دیگران ممانعت می کند یا اجازه تحصیل و کار کردن بوی نمی دهد ، یا فحاشی و بد دهنی دارد و ... از این قبیل .  شروط مندرج در سند نکاحیه : درسند نکاح دوازده شرط وجود دارد که زوجین در هنگام جاری شدن عقد نکاح معمولاً مبادرت به امضاء آن می کنند که زوج به زوجه وکالت می دهد که هرگاه یکی از شرایط مندرج در سند نکاح اثبات شود زوجه به استناد آن وکالتنامه مندرج در سند ازدواج می تواند تقاضای طلاق از دادگاه بنماید مثل اعتیاد شوهر ، ترک انفاق ، حبس شوهر ، ترک زندگی زناشویی به مدت بیش از 6 ماه ، سوء رفتار و ... .  نویسنده : حمیدرضا کاکاوند 
طلاق از جانب زوج
  • 1337
طبق ماده 1133 طلاق از جانب زوج دارای قانون هایی است در این قانون با مراجعه به دادگاه باید تقاضای طلاق همسرش را بنماید . لیکن مطابق تبصره 3 قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 28/08/1371 مجمع تشخیص مصلحت نظام : « اجرای صیغه طلاق و ثبت آن در دفتر ، موکول به تادیه حقوق شرع و قانونی زوجه ( اعم از مهریه ، نفقه ، جهیزیه و غیر آن ) به صورت نقد می باشد مگر در طلاق خلع و مبارات ( در حد آنچه بذل شده باشد  و با رضایت زوجه و یا صدور حکم قطعی اعسار شوهر از پرداخت حقوق فوق الذکر .)    نحوه درخواست طلاق و صدور حکم اعسار از طرف زوج : زوج باید با پیوست نمودن تصاویر مصدق شناسنامه و کارت ملی خویش به انضمام عقدنامه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه نموده تقاضای ثبت دادخواست گواهی عدم امکان سازش نماید . چنانچه عقدنامه یا کپی آن در اختیار زوج نبود باید به دفترخانه ای که عقد نموده مراجعه و با هزینه شخصی خویش درخواست رونوشت از عقدنامه را بنماید که حکم همان عقدنامه را دارد . دادگاه پس از جری تشریفات قانونی ، زوجه را دعوت نموده و با ارجاع امر به داوری و واحد مشاور خانواده ، سعی در ایجاد صلح و آشتی بین طرفین نماید در غیر اینصورت پس از تعیین حق و حقوق زوجه به صورت نقد و تعیین تکلیف فرزندان نسبت به حضانت و نفقه آنها ، گواهی عدم امکان سازش را صادر می کند . زوجه نیز می تواند در مواعد مقرره به این حکم ، اعتراض کند یکی به دادگاه تجدید نظر و بعد از آن به دیوان عالی کشور تحت عنوان فرجام خواهی. بعد از قطعیت حکم و قابلیت اجراء ، زوج فرصت دارد نهایتاً ظرف 3 ماه به یکی از دفاتر طلاق مراجعه و تقاضای صدور سند طلاق را بنماید بعد از این مدت و در صورت عدم مراجعه زوج به دفترخانه ، گواهی مزبور از درجه اعتبار ساقط خواهد شد . چنانچه زوج نتواند حق و حقوق زوجه را مطابق دادنامه ، نقداً بپردازد از تاریخ قطعیت نهایتاً تا قبل از اتمام پایان مدت گواهی مذبور فرصت دارد به همان شعبه ای که حکم طلاق را صادر کرده دادخواست اعسار بدهد و با معرفی شهود خود مبنی بر عدم تمول مالی ، محکمه می تواند حکم به تقسیط آن صادر نموده و با پرداخت شرایطی که در دادنامه اعسار آمده ، حکم طلاق از جانب زوج را می تواند ثبت نمود و سند طلاق را دریافت کرد .    نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
اقسام طلاق | ویژگی ها و تفاوت های طلاق رجعی و بائن...
  • 1373
طبق ماده 1143 قانون مدنی اقسام طلاق 2 نوع است: بائن و رجعی 1- طلاق بائن طلاقی است که برای شوهر،  حق رجوع وجود ندارد اما طلاق رجعی عکس آن است و مرد می تواند در زمان عده طلاق (سه ماه و ده روز ) از طلاق خویش منصرف شود و به زندگی برگردد. رجوع به هر لفظ و خطی که حکایت از بازگشت مهر و عطوفت فیمابین زن و شوهر دارد باز میگردد. طبق ماده 1145 قانون مدنی طلاق در موارد ذیل بائن است: 1- طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود  : یعنی بین زن و شوهر قبل از اجماع و زناشوئی ، طلاق حادث شود به طوریکه زوجه ، باکره باشد . این نوع طلاق بائن را طلاق غیر مدخوله هم میگویند و پس از طلاق ، زوجه می تواند با نامه از دادگاه ، اسم همسر و طلاق را به صورت قانونی از شناسنامه خویش حذف کند . 2- طلاق یائسه : طلاقی که زوجه به سن یائسگی رسیده و عادت ماهانه نمی شود . 3- طلاق خلع  : طلاق خلع به ضم « خ » و سکون « ل » و « م » یعنی زمانیکه زوجه به واسطه تنفری که از شوهر خویش دارد و تمایل به ادامه زندگی زناشوئی را ندارد به صورت یکطرفه به دادگاه ، تقاضای طلاق را می دهد . در این حالت زوجه باید مالی را به شوهر خود ببخشد که معمولاً همان مهریه بخشیده می شود . حال می تواند یک مقدار باشد یا نیمی از آن یا تمام آن یا حتی بیشتر از مهریه . 4 - طلاق مبارات : طلاقی که هر دو طرف ازیکدیگر کراهت دارند و هر دو تمایل به جدایی دارند معمولاً طلاقهای توافقی از این نوع طلاق می باشد . و فرقش با طلاق خلع ، این است که زوج نمی تواند بیشتر از بخشش کل مهریه چیزی اضافه تر از زوجه دریافت کند . 5-  طلاقی که بعد از 3 وصلت متوالی بعمل آید اعم از اینکه وصلت ، در نتیجه رجوع باشد با در نتیجه نکاح جدید در واقع همانی که در عرف گفته می شود ( سه طلاقه ) این قسم طلاق می باشد یعنی 2 بار طلاق واقع شود و یا در زمان عده ، رجوع صورت بگیرد یا زمان عده تمام شود و دوبارع ازدواج کنند و دفعه سوم که طلاق صورت بگیرد دیگر قابل رجوع نیست و طرفین به یکدیگر حرام ابدی می شوند . نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
تفاوت فسخ نکاح و طلاق
  • 1471
تفاوت فسخ نکاح و طلاق در این مقاله به بررسی تفاوت فسخ نکاح و طلاق میپردازیم البته از حیث داشتن عده یکسان هستند اما در بسیاری از احکام متفاوت هستند مانند : · در طلاق باید صیغه طلاق با تشریفات و بیان خاص ادا گردد در صورتیکه در فسخ نیازی به آن تشریفات ندارد . · در طلاق شهادت دو مرد عادل ضروری است در حالیکه در فسخ نیازی نیست . · طلاق چنانچه قبل از انجام زناشوئی باشد زن حق مطالبه نصف مهریه خود را دارد در حالیکه در فسخ اصولا به زوجه مهریه ای تعلق نمی گیرد . 1- طلاق : شوهر در موارد نامحدود و زن در موارد محدودی که قانون برای او در نظر گرفته می توانند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضای طلاق نمایند . 2- فسخ :  وجود بعضی از عیوب در زن یا شوهر موجب انحلال عقد نکاح و قطع رابطه زناشوئی می گردد بعنوان مثال ناتوانی جنسی در شوهر و یا جزام و زمین گیری در زن می تواند از موارد فسخ از طرف یکی از زوجین باشد . البته استفاده از این حق برای زن و شوهر در صورتی است که از وجود این عیب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشد . البته ذکر این نکته ضروری است که چنانچه زن پس از وقوع نکاح نیز از جنون همسر خود مطلع گردد می تواند از حق فسخ استفاده نماید ولی شوهر از از این حق محروم است . اختیار فسخی که قانونا به زن یا شوهر داده شده است فوری است یعنی به محض اینکه یکی از طرفین از عیب طرف دیگر مطلع شد باید از این حق استفاده نماید در غیر این صورت حق فسخ اواز بین می رود . 3- بذل مدت : مختص نکاح منقطع یا غیر دائم ( صیغه ) می باشد و شوهر می تواند هر وقت که مایل باشد باقیمانده مدت نکاح منقطع را به زوج ببخشد و یا به عبارتی بذل نماید . گاهی عقد نکاح خودبخود وبدون اقدامی از سوی زوجین منحل می شود مانند فوت یکی از زن و شوهر ویا ممکن است پس از عقد نکاح مواردی حادث شود که زن وشوهر به یکدیگر حرام شوند و در نتیجه عقد منحل بی آنکه زن و شوهر از حق فسخ استفاده کرده باشند مانند موردی که زن و شوهر پس از عقد نکاح از اسلام خارج شوند . ارکان طلاق برای وقوع هر طلاقی چهار رکن ضروری است 1- شخص طلاق دهنده 2- شخص طلاق داده شده 3- صیغه طلاق که عبارت از بیان آن با عبارت ویژه 4- شهادت مرد عادل . در واقع عبارت مربوط به جاری کردن صیغه طلاق باید به نحوی ادا گردد که دو شاهد مرد عادل همزمان آن را بشنوند و برای هر طلاق باید صیغه جداگانه ای جاری شود و ادای یک صیغه طلاق برای چند مورد هم زمان صحیح نمی باشد هر گاه دادگاه به تقاضای زن حکم طلاق را صادر نماید و در واقع شوهر را اجبار به طلاق نماید چنانچه شوهر حسب اجرای احکام در دفتر طلاق حاضر نشود مراتب از دفتر طلاق به دادگاه اعلام در این صورت نماینده ای از دادگاه به دفترخانه معرفی و به نمایندگی از شوهر صیغه طلاق را بیان می کنند . شرایط طلاق دهنده برای جاری شدن صیغه طلاق طلاق دهنده باید واجد چهار شرط باشد : 1- بلوغ / طلاق دهنده باید بالغ باشد ورشد جز شرایط طلاق دهنده نمی باشد بنابراین سفیه می تواند همسرش را طلاق دهد زیرا طلاق از امور مالی نیست که سفیه نتواند آنرا به تنهایی انجام دهد ونیاز به اجازه ولی خود داشته باشد ( سفیه کسی است که اقدام اودر امور عقلائی نباشد ) 2- عقل / یکی دیگر از شرایط طلاق دهنده عقل می باشد بنابراین دیوانه نمیتواند راسا همسر خود را طلاق داده و صیغه طلاق را جاری کند . در این مورد سرپرست قانونی اوبا تصویب دادستان صیغه طلاق را جاری می کند و علت مداخله ولی یا قیم در طلاق دیوانه رعابت مصالح وی می باشد . 3- قصد / طلاق دهنده باید بر مفهوم عبارتی که برای جاری شدن صیغه طلاق ادا می کنند آگاه باشد . 4- اختیار / طلاق دهنده باید در اجرای صیغه طلاق آزادی کامل داشته باشد بنابراین بیان صیغه طلاق از روی اجبار تهدید واکراه صحیح نمی باشد . انواع طلاق صیغه طلاق به دو صورت جاری می شود : 1- طلاق رجعی طلاق رجعی طلاقی است که برای شوهر در مدت عده حق رجوع است این حق جز اختیارات شوهر است و برای زن چنین حقی در نظر گرفته نشده است حق رجوع را با هیچ قراردادی نمیتوان از بین برد و شوهر نیز نمی تواند این حق را از خود ساقط نماید رجوع مرد به زن تابع تشریفات خاصی نمی باشد و باهر بیان و اقدامی که حکایت از رجوع کند انجام می پذیرد وزن هم به محض رجوع مکلف به انجام وظایف زناشوئی می باشد . 2- طلاق بائن طلاق بائن که در بین مردم به طلاق خلعی معروف است طلاقی است که در زمان عده برای شوهر حق رجوع نیست . موارد زیر طلاق بائن است : 1- طلاقی که قبل از زناشوئی واقع گردد . 2- طلاق زن یائسه 3- طلاق خلع و مبارات : توضیحا اضافه مینماید طلاق خلع طلاقی است که زن بلحاظ کراهت یا بیزاری از شوهرش با بخشیدن مالی به او طلاق می گیرد وطلاق مبارات طلاقی است که این بیزاری دو طرفه باشد . 4- سه طلاق طلاقهایی که از طرف دادگاه خانواده به تقاضای زوجه و بلحاظ عسر و حرج صادر می شود جز در یکمورد که طلاق زوجه غایب مفقود الاثر است که رجعی می باشد . ماده 1130 قانون مدنی :  درصورتی که دوام زوجیت موجب عسر وحرج زوجه باشد وی میتواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه میتواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتیکه اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می شود . نویسنده : آذین مقدم هیدجی