دعاوی خانواده بایگانی - موسسه حقوقی عدالت نو | وکیل پایه یک دادگستری
طلاق زن باردار
  • 651
در قانون مدنی ایران ممنوعیتی در خصوص طلاق زن باردار وجود ندارد؛ چه درخواست طلاق از جانب زوج باشد چه از جانب زوجه باردار چه تقاضای طلاق به صورت توافقی صورت پذیرد. احکام طلاق در هر سه مورد همانند احکام طلاق زن غیر حامل است. به طور مثال اگر طلاق از جانب زوجه باردار باشد همانند زن غیر حامل باید عسر و حرج خود در جریان زندگی زناشویی یا عدم پرداخت نفقه از جانب زوج را در محکمه ثابت نماید. (موارد عسر و حجر به موجب قانون مدنی موارد ذیل می باشد: 1- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه 2- اعتیاد زوج 3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر 4- ضرب و شتم از سوی زوج که با توجه به وضعیت زوجه عرفاً قابل تحمل نباشد 5- ابتلا زوج به بیماری های صعب العلاج) تنها تفاوت طلاق در زوجه حامل با غیر حامل در خصوص عده است (عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند) عده طلاق زن باردار تا وضع حمل می باشد.نویسنده : آتوسا جلیلی
نکاتی پیرامون اثبات زوجیت
  • 1147
ثبت نکاح موقت الزامی نیست مگر در سه مورد : الف) باردار شدن زوجه  ب)توافق طرفین  ج) شرط ضمن عقد مجازات عدم ثبت نکاح دائم ، فسخ و انفساخ آن ، طلاق ، رجوع و اعلام بطلان نکاح یا طلاق  الزامی است. ضمن الزام به ثبت واقعه ... 1) به پرداخت جزای نقدی درجه پنج ( درجه پنج به معنی جزای نقدی بیش از هشتاد میلیون ( 80/000/000) ریال تا یکصد و هشتاد میلیون (180/000/000)ریال می باشد) 2) ویا حبس تعزیری درجه هفت (حبس تعزیری درجه هفت به معنی حبس نود و یک روز تا شش ماه می باشد) نکات:  الف) این مجازات فقط برای زوج (مرد) در نظر گرفته شده. ب) تا یک ماه پس از رجوع به مرد فرصت داده می شود تا این واقعه را به ثبت رساند. (برگرفته از مواد 20 – 21 -49 قانون حمایت خانواده مصوب 1391) نویسنده : غزاله رحیمی فراهانی
شرط نصف دارایی
  • 1143
در واقع علت اینکه به این حق ، شرط گفته می شود به خاطر این است که در قانون حمایت از خانواده یا سایر قوانین مرتبط ، چنین حقی برای زوجه پیش بینی نگردیده است اما این یک شرطی است که هنگام عقد ازدواج ، فیمابین زوجین منعقد می شود و متن آن در سند نکاحیه قید گردیده و طرفین ذیل آنرا در صورت تمایل امضاء می نمایند . متن شرط درج شده چنین است : هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء رفتار و اخلاقی وی نبوده زوجه موظف است تا نصف دارائی موجود خود را که در ایام زناشوئی با او بدست آورده یا معادل آنرا طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید . بنابراین دریافت این حق موکول به 4 شرط است : 1- تقاضای طلاق از جانب مرد باشد نه زن . 2- درخواست طلاق از جانب مرد ناشی از تخلف زوجه از وظایف زوجیت نباشد ( یعنی حکم الزام به تمکین زن صادر نشده باشد ) . 3- آن بخش از دارائی که در زمان زوجیت به دست آمده قابل تقسیم است . 4- تا نیمی از دارائی قابل تقسیم است و الزاماً به آن معنی نیست که 50% از دارائی تقسیم می شود . در اینکه چه میزان بابت نیمی از دارائی به زوجه می رسد در واقع این محکمه است که می تواند با تحقیق پیرامون آن و نقش زن در ایفاء وظایف زوجیت و پیشبرد اهداف متعالی زندگی ، میزان استحقاق زوجه را تعیین کند .نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
حضانت و ابطال آن
  • 2949
تعریف حضانت: حضانت به معنی سرپرستی ، نگهداری و تربیت اطفال می باشد که به حکم ماده 1168 قانون مدنی ، هم حق و هم تکلیف ابوین می باشد . و طبق ماده 1169 قانون مدنی « برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند ، مادر تا هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است . بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف ، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.» و چنانچه بعد از هفت سالگی فیما بین پدر و مادر طفل اختلاف ایجاد شود مطابق تبصره ماده 1169 قانون مدنی و مواد 40 الی 47 قانون حمایت از خانواده با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد .  موارد سلب و ابطال حق حضانت : مطابق ماده 1173 قانون مدنی (اصلاحی 1376/08/11) « هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محکمه می تواند به تقاضای اُقرَبای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند. موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است : 1- اعتیاد زیان آور به الکل ، مواد مخدر و قمار 2- اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء 3- ابتلاء به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی 4- سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشاء، تکدی گری و قاچاق 5- تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف وظیفه زوجین در حضانت فرزندان : در واقع به طوریکه گفته شد ، حضانت فرزندان هم حق و هم تکلیف ابوین ( پدر و مادر) می باشد اینکه گفته می شود تکلیف یعنی در واقع وظیفه ای است به عهده پدر یا مادر تا مادامی که طفل، تحت حضانت آنها است و چنانچه از این وظیفه کوتاهی نمایند مطابق ماده 1172 قانون مدنی با وی برخورد خواهد شد. « هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آنهاست از نگاهداری او امتناع کنند. در صورت امتناع یکی از ابوین حاکم باید به تقاضای دیگری یا تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای معی العموم نگاهداری طفل را به هریک از ابوین که حضانت به عهده اوست الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین کند. واگذاری حضانت فرزندان در صورت فوت یکی از ابوین یا هردوی آنها : در بسیاری از موارد اتفاق می افتد که یکی از ابوین یا هردوی آنها فوت می شود در اینصورت این سؤال پیش می آید که تکلیف حضانت چه می شود ؟ در اینصورت 2 حالت را ذیلاً بررسی می کنیم: الف: فوت یکی از ابوین :  طبق ماده 1171 قانون مدنی « در صورت فوت یکی از ابوین حضانت طفل با آنکه زنده است خواهد بود هرچند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده باشد. » لذا اگر پدر بزرگ پدری یا مادر بزرگ پدری یا هر یک ار عموها و عمه ها یا خاله ها و دایی ها یا پدر بزرگ مادری یا مادربزرگ مادری در قید حیات باشند و مادر طفل نیز در قید حیات باشد اما پدر فوت کند ، حتی اگر هم قیم برای فرزندش یا وصی برای وی تعیین کرده باشد ، مادر حتی بعد از 7 سالگی فرزندان در نبود پدر به عنوان سرپرست کودک خود جهت حضانت و نگهداری از همه اشخاص فوق پیشی گرفته و ذیحق است و دادگاه طفل را در نبود پدر ، به مادر می سپارد و یا بالعکس نسبت به فوت مادر ، به پدر طفل می سپارد. ب: فوت هر دوی ابوین : چون در واقع حضانت ، یک حق انحصاری و ویژه والدین طفل می باشد لذا با فوت هردوی آنها ، بحث حضانت والدین از بین می رود در اینصورت نوبت می رسد به پدر بزرگ پدری که بعد از پدر ، هم تکلیف در حضانت فرزند صغیر را دارد هم بعد از پدر متوفی ، ولی قهری اوست و می تواند در اموال و دارایی نوه خویش ، مداخله داشته باشد البته معنای مداخله آن نیست که حیف و میل نماید بلکه رعایت صرفه و صلاح کودک ، تکلیف وی بوده در غیر اینصورت برای وی ، امین از طریق دادستان منصوب خواهد شد. چنانچه پدربزرگ پدری نبود ، اگر پدر طفل در زمان حیات خویش بعد از ولایت پدر بزرگ بچه ، وصی انتخاب نموده باشد این وظیفه به وصی منصوب می رسد اگر وصی هم نباشد نوبت به قیومت که در اینصورت برای تعیین قیم ، هیچ فرقی بین اقربای طفل در خانواده پدری یا مادری وجود ندارد و هرکس که اصلح باشد و تمایل به سرپرستی طفل را نماید بنا به پیشنهاد دادستان به عنوان قیم انتخاب می شود.نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
استرداد جهیزیه
  • 1050
استرداد جهیزیه :  به طوریکه در عرف ایران رایج می باشد زوجه قبل از عقد ازدواج با کمک خانواده خود یا با اتکا به درآمد خویش ، اثاث البیت را تهیه و خریداری می کند که بعد از جشن عروسی ، به منزلی که شوهر اختیار نموده مراجعه و زندگی زناشویی را آغاز نماید. آغاز زندگی زناشویی با وسایل زندگی امکان پذیر است. وسایلی از قبیل گاز و یخچال و فریزر و سرویس تخت خواب و... اما باید دانست که تهیه اثاث البیت در واقع مطابق ماده 1107 قانون مدنی به عهده شوهر می باشد اما عرفاً زوجه تهیه می نماید . هنگامیکه فیمابین زوجین ، اختلافی حاصل شود که قصد جدایی از یکدیگر داشته باشند زوجه می تواند با تقدیم دادخواست به دادگاه خانواده ، تقاضای استرداد جهیزیه خویش را بنماید و در اینگونه موارد برای اثبات اینکه وسیله مورد استرداد به توسط زوجه تهیه شده است یا زوج، به سه شکل استفاده می شود 1- اگر زوجه لیست جهیزیه داشته باشد و مدارک و فاکتورهای خرید داشته باشد ، می تواند استناد کند که وی ، آنها را تهیه کرده است 2- اگر لیست جهیزیه نداشته باشد می تواند به شهادت شهود استناد نماید که از جریان لیست جهیزیه و اینکه زوجه چه وسایلی را خریداری کرده بوده است اتکا نماید 3- اگر شهود و لیست جهیزیه هم نبود آنچه عرفاً توسط زوجه تهیه می شود با استناد به عرف موجود می تواند استناد نماید که وی تهیه کرده و همان ها را استرداد نماید.نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
فرزندخواندگی
  • 1096
بسیاری از زوجین در هنگام ایام زوجیت به هر دلیل توان بچه دار شدن را ندارند گاه مشکلات نازایی در زوجه است و گاه در زوج . بسیاری از موارد هم اتفاق می افتد که زوجین دارای فرزند می باشند اما بدلیل فساد اخلاقی و مشکلات اعتیاد و روانی و... صلاحیت سرپرستی طفل را ندارند در اینگونه موارد و به منظور رعایت غبطه و صرفه و صلاح کودک ، قانونگذار در مورخ 1392/08/06 اقدام به تصویب قانونی نمود تحت عنوان قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بد سرپرست که جهت دسترسی به قانون مذکور در قسمت جستجوی همین سایت می توانید متن قانون را به همراه آئین نامه اجرائی آن را ملاحظه نموده و به نحوه دریافت حضانت اینگونه اطفال آشنا شوید.نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
اثبات زوجیت
  • 3737
به طوریکه مقرر است ، ثبت ازدواج دائم ، طلاق یا فسخ نکاح و رجوع در طلاق رجعی در دفاتر رسمی ازدواج و طلاق اجباری است. سابق بر این چون در نزد 2 شاهد اینگونه امور انجام می پذیرفت و عاقد یا طلاق دهنده نیز یکی از اشخاص ریش سفید محله بود لذا بسیار اتفاق می افتاد که زوجیت ، انکار می شد یا من غیر حق و برای وارث تلقی شدن، کسی خود را همسر دیگری اعلام می کرد این شد که قانون راجع به انکار زوجیت مصوب 1311/02/20تصویب شد که در حال حاضر به موجب بند 2 ماده 58 قانون حمایت از خانواده فسخ گردیده است . اما برای عدم ثبت اینگونه امور مطابق ماده 52 قانون مذکور ، جرم انگاری گردیده است. ماده 52 : « هرکس در دادگاه زوجیت را انکار کند و سپس ثابت شود این انکار بی اساس بوده است یا بر خلاف واقع با طرح شکایت کیفری یا دعوای حقوقی مدعی زوجیت با دیگری شود به حبس تعزیری درجه شش و یا جزای نقدی درجه شش محکوم می شود . این حکم در مورد قائم مقام قانون اشخاص مذکور نیز که با وجود علم به زوجیت ، آن را در دادگاه انکار کند یا علیرغم علم به عدم زوجیت با طرح شکایت کیفری یا دعوای حقوقی مدعی زوجیت گردد ، جاری است .»  و به موجب ماده 19 قانون مجازات اسلامی حیس تعزیری درجه شش یعنی حبس بیش از 6 ماه تا 2 سال و جزای نقدی درجه شش یعنی بیش از 20 میلیون ریال تا 80 میلیون ریال .نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
استرداد هدایا
  • 1229
استرداد هدایا  یکی از اختلافات زوجین در دوران نامزدی و عقد ، هدایایی است که در این ایام و قبل از برهم خوردن آن به یکدیگر داده اند . گاهاً اتفاق می افتد که هدایای رد و بدل شده بسیار گزاف هم بوده اما اینکه آیا امکان استرداد آن می باشد یا خیر به مستندات قانون مراجعه می نماییم:  ماده 1037 قانون مدنی: « هریک از نامزدها می‌تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور، هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است، مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد،‌ مستحق قیمت هدایایی خواهد بود که به طور عادت نگاهداشته می‌شود ، مگر این که آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد . » ماده 1038 قانون مدنی هم بیان می‌کند: « مفاد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها به هم بخورد مجری نخواهد بود . » بنابراین در وهله اول باید دانست که امکان استرداد آن وجود دارد ثانیاً مستنداً به بند 1 ماده 4 قانون حمایت از خانواده ، رسیدگی به دعاوی دوران نامزدی و خسارات ناشی از بر هم زدن آن در صلاحیت دادگاه خانواده است. آیا هدایا و خسارات ناشی از جشن عقد و عروسی هم بعد از طلاق ، قابل مطالبه است؟ بسیاری از زوجین در دوران پس از عقد یا هنگام عقد نیز به یکدیگر هدایائی را رد و بدل می نمایند مثل سرویس جواهر و انگشتر و... اما به علت عدم تفاهم اخلاقی یا هزاران دلایل دیگر از هم طلاق گرفته و جدا می شوند. نیک می دانیم که امروزه برگزاری مراسم عقد و عروسی بسیار پرهزینه هم می باشد آیا این هزینه ها و کادوها قابل استرداد است یا خیر؟ در این زمینه نظریه اکثریت قضات دادگستری شهرستان نور در خرداد ماه 1380 را بررسی می کنیم: طلاق ، موجبی برای استرداد هدایائی که زوجین در زمان نامزدی به یکدیگر تقدیم داشته اند نیست زیرا که هدف از هدیه، رسیدن به ازدواج با یکدیگر بوده یعنی هدایا به منظور وصلت رد و بدل می گردد لذا اگر عقد نکاح منعقد شده باشد در واقع عوض معنوی بوجود آمده است و به لحاظ معوض بودن هبه وفق ماده 803 قانون مدنی موقعیتی برای رجوع فراهم نیست. نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
تقسیط مهریه
  • 2939
تقسیط مهریه: در مورد استقرار دین مرد به مهریه در قسمت حقوق زوجه بحث گردید اینک اگر زن اقدام به مطالبه مهریه نمود، مرد چگونه می تواند از حقوق خود استفاده کند. در وهله اول باید دانست که مطابق ماده 22 قانون حمایت از خانواده مصوب 1391/12/01 آمده است که « هرگاه مهریه در زمان وقوع عقد تا یکصدو ده سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن باشد ، وصول آن مشمول مقررات ماده 2 قانون اجرای محکومیتهای مالی است ( در حال حاضر ماده 3 قانون مذکور است) چنانچه مهریه بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد، فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است . رعایت مقررات مربوط به محاسبه مهریه به نرخ روز کماکان الزامی است. » این ماده بدین معنی است که زن و شوهر چه قبل از اجرای این قانون ازدواج کرده باشند چه بعد از آن تا 110 سکه حتی اگر مرد نداشته باشد نیز قابل وصول است و باید در صورت عدم پرداخت یکجای 110 سکه، دادخواست اعسار بدهد و تقاضای تقسیط نماید و اگر اعسار وی ثابت نشود حکم به حبس وی داده خواهد شد . اما بالای 110 عدد سکه صرفاً در صورت معرفی مال از طرف زوج ، امکان توقیف آن توسط دادگاه وجود دارد در غیر اینصورت حتی قسط بندی هم نمیشود یا به عبارت دیگر تا 110 سکه ، عندالمطالبه است مازاد بر 110 سکه عندالاستطاعه می باشد . چه زمان مرد می تواند تقاضای تقسیط نماید؟ هنگامیکه اجرائیه از دادگاه صادر کننده رأی به محکومیت زوج به پرداخت مهریه صادر گردد مستنداً به ماده 3 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی زوج می تواند تا سی روز پس از ابلاغ اجرائیه ، ضمن ارائه صورت کلیه اموال خود، دعوای اعسار خویش را اقامه نماید در اینصورت حبس نمیشود مگر اینکه دعوای اعسار مسترد یا به موجب حکم قطعی رد شود. در غیر اینصورت و پس از گذشتن مهلت یک ماهه از ابلاغ اجرائیه یا باید کفیل یا وثیقه معتبر بسپارد یا زوجه ، آزادی وی را بدون اخذ تأمین بپذیرد. اثبات اعسار به عهده کیست ؟ و به طرفیت چه کسی اقامه می شود ؟ مطابق ماده 7 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی به صرف دادخواست ، بدون شاهد از طرف مرد و با سوگند وی مطابق تشریفات مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی پذیرفته می شود. زیرا مدیون ( زوج) در عوض دین ( مهریه) مالی دریافت نکرده و اثبات عدم اعسار مرد به عهده زن می باشد . و طبق ماده 13 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی : « دعوای اعسار در مورد محکوم به در دادگاه نخستین رسیدگی کننده به دعوای اصلی یا دادگاه صادر کننده اجرائیه و به طرفیت محکوم له اقامه می شود.»نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
نحله
  • 1189
نحله  در واقع نحله بخشش می باشد که معادل هبه است اما نه در قانون مدنی و نه در قانون حمایت از خانواده ، بحثی تحت عنوان نحله وجود ندارد . نحله در واقع مستند قانونی دارد و آن بند « ب » تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1371/08/28 مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد . که چنین آمده است : پس از طلاق در صورت درخواست زوجه مبني بر مطالبه حق الزحمه كارهايي كه شرعاً بعهده وي نبوده است، دادگاه بدواً از طريق تصالح نسبت به تأمين خواسته زوجه اقدام مي نمايد و در صورت عدم امكان تصالح، چنانچه ضمن عقد يا عقد خارج لازم، در خصوص امور مالي، شرطي شده باشد طبق آن عمل مي شود، در غير اين صورت، هرگاه طلاق بنا به درخواست زوجه نباشد، و نيز تقاضاي طلاق ناشي از تخلف زن از وظايف همسري يا سوء اخلاق و رفتار وي نباشد، به ترتيب زير عمل مي شود: الف- چنانچه زوجه كارهايي را كه شرعاً بعهده وي نبوده، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد، و براي دادگاه نيز ثابت شود، دادگاه اجرت المثل كارهاي انجام گرفته را محاسبه و بپرداخت آن حكم مي نمايد. ب- در غير مورد بند «الف»، با توجه به سنوات زندگي مشترك و نوع كارهايي كه زوجه در خانه شوهر انجام داده و وسع مالي زوج ، دادگاه مبلغي را از باب بخشش (نحله) براي زوجه تعيين مي نمايد. لذا چنانچه به ماده واحده دقت شود آورده است در غیر مورد بند « الف » . لذا کارهایی که شرعاً به عهده وی نبوده اما انجام داده باشد اما نتواند ثابت کند که بنا به دستور زوج بوده است ، یا نتواند قصد عدم تبرع خود را اثبات کند حداقل می تواند از این بند استفاده کند و نسبت به ایفای وظایف زوجیت و مهر و محبتی که در تداوم زندگی زناشویی انجام داده است و با تلاش خویش سعی نموده و در پیشبرد کانون گرم زندگی نقش مثبتی را ایفاء کند از دادگاه بخواهد که مبلغی را از باب بخشش (نحله) برایش تعیین و زوج را محکوم به پرداخت آن نماید . زمان دریافت و روش پرداخت نحله چگونه است ؟ تا قبل از تصویب تبصره الحاقی به ماده 336 قانون مدنی مصوب 1385/10/23 مجمع تشخیص مصلحت نظام ، هنگامی اجرت المثل به زوجه تعلق می گرفت که دو شرط وجود داشته باشد : 1- طلاق به درخواست زوجه نباشد . 2- تقاضای طلاق از طرف زوج ، ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتاری وی نباشد . اما با تصویب تبصره مذکور ، اجرت المثل ایام زوجیت از این قاعده مستثنی گردید و حتی قبل از طلاق هم زوجه می تواند به استناد تبصره فوق ، جداگانه دادخواست اجرت المثل را به طرفیت زوج در دادگاه خانواده مطرح نماید اما با تصویب قانون حمایت از خانواده مصوب 1391/12/01 و تصویب بند 8 ماده 58 قانون مذکور ، صراحتاً قانون اصلاح مربوط به طلاق منسوخ گردید به جزء بند « ب » تبصره 6 آن و نیز تفسیر تبصره مذکور توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام . یعنی به طور کلی برای اجرت المثل ، به استناد تبصره ماده 336 قانون مدنی باید اقدام کرد اما برای دریافت نحله از بند « ب » تبصره 6 ماده واحد قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق . لذا برای دریافت نحله بر عکس اجرت المثل ، اولاً زوج باید دادخواست طلاق را داده باشد دوماً نتواند ثابت کند که علت طلاق دادن زوجه اش ، ناشی از تخلف زوجه از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی بوده است . در اینصورت محکمه به استناد ماده واحده قانون تفسیر تبصره های 3 و 6 قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 1373/06/03مجمع تشخیص مصلحت نظام ، در حین صدور حکم طلاق ، نحله را هم تعیین و به پرداخت آن حکم می کند . ماده واحده تفسیری چنین اشاره دارد که : نظر به اينكه در مورد تبصره 3و6 «قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق» كه با اصلاحاتي در تاريخ 1371/8/28به تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده است، جمعي معتقدند كه مستفاد از تبصره 3 قانون مذكور اين است كه تمام حقوق زوجه نسبت به زوج اعم از نفقه و جهيزيه و مهر و غير آن (كه اجرت المثل خدمات زوجه و نحله كه در تبصره 6 آمده نيز از حقوق زوجه است) بايد قبل از اجراي صيغه طلاق به زوجه تأديه شود و در حقيقت تبصره 6 مصداق براي تبصره 3 تعيين مي كند ، و مكمل آن است. و جمع ديگر معتقدند كه تبصره 6 مستقل از تبصره 3 هست و اجرت المثل و نحله كه در اين تبصره آمده پس از اجراي صيغه طلاق با درخواست مجدد زوجه از دادگاه رسيدگي و حكم داده مي شود و رسيدگي به آنها قبل از اجراي صيغه طلاق وجهه قانوني ندارد. مستدعي است نظريه مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين خصوص اعلام گردد. نظر مجمع تشخيص مصلحت نظام: ماده واحده: منظور از كلمه «پس از طلاق» در ابتداي تبصره 6 قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب مورخ 1371/8/28مجمع تشخيص مصلحت نظام؛ پس از احراز عدم امكان سازش توسط دادگاه است ، بنابراين طبق موارد مذكور در بند 3 عمل خواهد شد. تفسير فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه روز پنجشنبه مورخ 1373/6/3 مجمع تشخيص مصلحت نظام به تصويب رسيده است. نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
اجرت المثل
  • 1084
اجرت المثل  یکی از حقوقی که زوجه نسبت به زوج دارد اجرت المثل می باشد . در واقع اجرت المثل یعنی کارهایی که زوجه در زندگی زناشویی انجام داده و شرعاً به عهده وی نبوده که انجام دهد لذا این امور اولاً باید به دستور زوج صورت گرفته باشد و دوماً به قصد عدم تبرع . یعنی زن به میل خود این امور را انجام نداده است ، در واقع زوجه باید از زوج ، تمکین نماید و این تمکین بر دو قسم است که تمکین عام یعنی همان اموری که زوجه در منزل شوهر انجام می دهد از قبیل نظافت منزل ، پخت و پز ، نگهداری از فرزند و ... اما گاهاً اتفاق می افتد که اموری خارج ار عرف ، در زندگی زناشویی انجام می شود که شامل پرستاری از زوج ، شیردادن به فرزندان مشترک ( که وظیفه زوجه به لحاظ قانون نیست ) یا پرستاری از اُقرَبای مرد مثل مادر شوهر یا پدر شوهر و امثال آن ، در اینگونه موارد به زن ، اجرت المثل تعلق می گیرد . و تمکین بعدی ، تمکین خاص است که همان رابطه جنسی فی ما بین زن و شوهر صورت می گیرد . نحوه دریافت اجرت المثل چگونه است ؟ طبق تبصره الحاقی به ماده 336 قانون مدنی مصوب 1385/10/23 -  چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً به عهده وی نبوده و عرفاً برای آن کار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید. لذا از سال 1385 به بعد بدون اینکه درخواست طلاق از جانب زوج یا زوجه علیه یکدیگر مطرح شود زوجه می تواند با ارائه دادخواستی به طرفیت زوج ، مبنی بر مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت ، درخواست حق و حقوق خود را بنماید و دادگاه خانواده با ارجاع امر به کارشناس و تدقیق در مورد نحوه زندگی زوجین ، به پرداخت آن حکم می دهد .نویسنده : حمیدرضا کاکاوند
تکالیف زوجه برای استحقاق نفقه
  • 1198
طبق ماده 1108 قانون مدنی - هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود .  از جمله وظایف زوجیت عبارت است از تمکین عام که مربوط به امور خانه داری و همسر داری است و تمکین خاص که مربوط به امور روابط زناشویی می باشد . اما 4 امر موجب می شود که زوجه ، علیرغم عدم تمکین ، بازهم مستحق دریافت نفقه گردد : 1- خوف جانی 2- خوف مالی  3- خوف شرافتی  4- مقررات ماده 1085 قانون مدنی - زن می تواند تا مهریه به او تسلیم نشده از ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود . هر 3 گونه خوفی که در سطر بالا ذکر گردیده مستند ماده 1115 قانون مدنی است که اشعار داشته : « اگر بودن زن با شوهر در يک منزل متضمن خوف و ضرر بدني يا مالي يا شرافتي براي زن باشد، زن مي‌تواند مسكن علي‌حده اختيار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر را نمی‌دهند و مادامی كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است، نفقه بر عهده شوهر است. » اما در مورد ماده 1085 قانون مدنی ، که در بند 4 توضیح داده شد طبق این ماده لذا حتی در این مدت هم اگر مهریه زن پرداخت نشود می تواند از ادای تکلیف زوجیت امتناع کند و این امتناع ، حق نفقه را از بین نمی برد . نویسنده : حمیدرضا کاکاوند